بوی دلتنگی دهد شعرت جمال

بوی دلتنگی دهد شعر و کلامت آنچنان
جان به جانان گر دهم آسوده از باب امان
روز جمعه، ماه خرداد، تک و تنها از زمین و آسمان
حزن و غم بر من ببارد حزن و غمت در جهان

تقدیر خداوندی پر عزت و پر نعمت

تقدیر خداوندی پر عزت و پر نعمت 
از دید بشر باشد پر رنج و پر از نقمت
صبر است عیار بر جان ، بر صبر نما همت
تا روزی شود روشن این حکمت بی نقمت

اهل ایمان کم هستند

محبت مرده با دین و ایمان
خدا جائی ندارد در دل و جان
بظاهر اهل دین و اهل تقوا
همه اهل دروغند ،بشنو از ما
فقط چند درصدی خالص و مخلص
بیابی شهر خویش مردانِ شاخص
همان مردان اهل عشق و ایثار
شهادت را گزیدند سوی دلدار
گروهی انتظارِ شهدِ شیرین
شهادت آرزو دارند به آیین

شهید قاسم اسلامیان امیری

شهید شاخص از خیل شهیدان
شهید اسلامیان ؛  آن ماهِ تابان
جوانی با صفا ، با عشق و ایمان
شهادت را گزید ، با لطف رحمان
وصیت کرده دریک برهه ای سخت
به فرمان امام گوش داریدهر وقت
امامی هوشیار ، بهر هدایت
ز فکری ، معنوی دارد عنایت
شده جنگ بهر ما از بهر رحمت
به خودسازی شویم مشغول وهمت
توکل بر خدا دارید توسل بر امامان
اطاعت از خمینی ،می رسید بر قرب جانان

الهی اظهر الشمسی بدنیا ـ بر ندارم سر ز سجده تا ابد


الهی اظهرالشمسی به دنیا
مکن ما را میان خلق رسوا
تویی یا رب مددکارم کماکان
بده شور و شعف در کل دوران
شوم تاجی به سر در بین مردان
زعزت و وقار یکتای دوران
🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

۱۳۹۷/۴/۹

بر ندارم سر زِ سجده تا ابــد

یا حی و یا قیوم می سرایم تا لحد

نماز و روزه و ذکر با جهالت    ــ. سخنان توکل

نماز و روزه و ذکر ؛ با جهالت
بصیرت گر نباشد بس حماقت
بصیرت با بصیرت دین و ایمان
چراغ دلفروز  گردد  به  یزدان
توکل گفته در این ماه رمضان
بصیرت را نما ؛ برجسم بر جان
سعادت می رسد در کل دوران

رمضان 1398 مسجد و مهدیه

غیر رضا با هیچ‌ کس کاری ندارم

🌺غیر رضا با هیچ کسی کاری ندارم 
دنیا و عقبی غیر او یاری ندارم
درمان جسم و جان من مولا رضا است
غیر رضا باور نما ما را چه کار است ؟!
آنقدر رئوف و با صفا و با گذشت است!
آخر چه دانی بی رضا ! بر من گذشت است !!
مولای من ذکر تو داروی وجودم از سعادت !!
دنیا و عقبی یک طرف ؛ قبر و قیامت
جان جوادش گر دهم سوگند به مولا
هستی به لرزه می رسد با نام زهـرا
آمد دو باره فاطمیه ؛ ! هستی عزادارِ وجودش
از گریه مولا علی ، بیند که زهرا در سجودش
کروبیان با عرش و فرش لرزان و گریان 
قنفذ چه کردی !؟ قلب من آتش زدی ؛ با اشک چشمان😭
مادر ببین اشک مرا سوزد سراسر از وجودم 😭
با نام مادر اشک ریزد هر دو چشمان کبودم!😭
مادر بگو از کوچه ی تنگِ مدینه ، با حسن جان😭
آتش فشان گردید وجودم مادرم در وصل یزدان😭
مهرِ علی و فاطمه در دل نهادم تا قیامت😊
تنها ضمان ، همراه من در روز محشر از عنایت😊
دستان من خالی ز هر اعمال نیکو از ندامت !😭
حب علی و فاطمه مشکل گشای من بُوَد بار امانت 😭

ای شهیدان عشق مجنون شماست


صد هزار لیلی ،  مجنون ِ شماست
قصه،اینجا قصه ی عشق ِ خداست
بی خـــدایی ریشـه ی کُـلِّ خطاست 

حُبِّ دنیا شاخص ظلم و جفاست
ای خوشابرحالتان شور و صفاست
پر کشیدند سوی معراج از وفاست
عالم لاهوت خریدند  پر بهاء است