فاطمه معصومه سلام الله علیها


عمه سادات زبان گشته لال
وصف ترا گوید و در این مقال
فاطمه ای !! فاطمه از جنسِ نور
برتر از این ؛ ذهن نگنجد ؛ طَهُور
خواهر ِ شاهی در این سرزمین
غیر رضا هیچ ندانیم چنین
کرده ، سفارش ؛ امامَم رضا
حاجت خویش را طلبم از شما
عمه سادات گدایم گدا
غیر شما کیست مرادر عطا

شهید سید مجتبی علمدار از ساری

شهید سید مجتبی شهرت علمدار
شهیدی از تبار اهل بیت و آل اطهار
به اخلاق و ادب یکتای دوران و زمانه
به عرفان و ارادت بر شهیدان خود یگانه
دلم ، تنگِ شهید ، دوستم علمدار
خدا داند ز هجرانش دلم گشته گرفتار
قرار دارد مزار پاک ایشان شهر ساری
به آرامگاه ِ ملامجد ؛ سفر داری ؟ نداری
گل و گلزار این باغ و گلستان از شهیدان
علمدارِ حسین را تو ببینی ؛ گردی گریان
وصیت کرده از تشیع و تدفینش علمدار
به نام مهدی زهرا مرا حملم کنید بر سوی دادار
بحق پنج آل عبا بهرم دعا تا حد امکان
نماز لیلةُ الدفن ؛ بهرم بخوانید لطف رحمان
وصیت کرد ؛ خصوصِ رهبر و آقا و دلدار
نگردد بار دیگر شیعه تاریخش به تکرار
همه یار و مددکار ولایت تا ظهور دولت یار
مددکار ولایت روز و شب در کُلِّ ادوار

شهادت نعمتی از سوی جانان


شهادت نعتمی از سوی رحمان
نشایدهرکسی این لطف جانان
نصیب وی شود در چرخ دوران
فقط لطف است،اگر داری توایمان
شهیدان چون گلی در باغ و بستان
معطر میکنند هر شهر و سامان

عهد پیمان با شهیدان بسته ایم


با شهیدان عهد و پیمان بسته ایم در حفظ دین
پیرو راه شهیدان ما بمانیم روزگاری با یقین
رفته اند عاشق دلان ِسر مست از عشق ِ ولا
شربت جام شهادت سر کشیدند عاشقانه بر خدا
خالص و مخلص تر از زر با عیار بیست و چهار
شربت و شهد شهادت نوش کردند صد هزار
مخلصان رفتند بدون چشم داشت از مردمان ِ روزگار
روزگار برگشت با این مردمان بر عهد پیمانی نبودند استوار
حب مال و جاه و نفس این عهد و پیمان را شکست
غم به دلهای عزیزان وطن با اهل و ایمانش نشست
لعن و نفرین ابد بر نفس و شیطان صفتان نابکار
عهد و پیمان را شکستند مال مردم خورده اند چندین هزار

گرفتاری روزگار مردمان با فشارها

بر اساس نوشته بنده خدایی نوشتم

@@@@@@@@@@@@


فشار اندر فشار با همُّ و غصه
به سر آخر رسد این نوع قصه
فشار کار و بار ، با غم ِ دوران
دلم آتشفشان افتاده جریان
غم کار و غم یار و غم فرزند بیکار
غم درد و مرض ادوار پــــرگار
گمانم چون شبیخون است و دشمن
خدا فریاد ما باید رسد برجان و برتن
بدین شکل گر رود پیش مرگ حتمی
نیاز گردد شما آیید با گل های خطمی
نباشد هیچ نیاز با اشک و آه آئید گلستان
گلستان را گلستان کرده ام با چهل زمستان

شهدا شرمنده ایم  


مانده است عکس شهیدان بر در و دیوار ِ شهر
غصه ها در دل فرو خوردم ؛ عزیز زیر و زبَر
عده ای در کاخ شاهی عده ای در کوخ ماندند در کَفَر
عهد و پیمان با شهیدان پس چه شد؟بس پرخطر
طفره بیجا نرو خون شهیدان روز محشر پر ثمر
انتقام خویش بستانند ز مردانِ پر از شور و شرر

شهیدان عکس شأن در شهر و ...

یا امام رضا ....:
یا امام رضا ....:
مانده است عکس شهیدان بر در و دیوار ِ شهر
غصه ها در دل فرو خوردم ؛ عزیز زیر و زبَر
عده ای در کاخ شاهی عده ای در کوخ ماندند در کَفَر
عهد و پیمان با شهیدان پس چه شد؟بس پرخطر
طفره بیجا نرو خون شهیدان روز محشر پر ثمر
انتقام خویش بستانند ز مردانِ پر از شور و شرر

عمریست در این دار خرابات بی توشه و زاد اِذن _شهادات


عمریست در این دار خرابات
بی توشه و زاد اِذن _شهادات
آریم به زبان ؛ مانده حسابات
ای وای به من کلی خسارات
در هر دو جهان دار مکافات
در همه حال کشف و کرامات
شاید بشود یا نشود نور عنایات

شهدای عزیز

شهدا شرمنده ایم

@@@@

خوشا آنان که با اوج طهارت
وداع کردند جهان را با سلامت
گذر کردند از این بیغوله آباد
به شادی و سرور ای داد و بیداد
@@@@@@@@@@@

تا می توانی بنویس از شهید

یاد شهیدان بدهد این نوید

روز قیامت چو رسد در بهار

یاد شهیدان شودش ماندگار

چشم طمع گر به شفاعت نهی

فرصت عزت به قناعت  نهی

لطف شهید گر بشود شاملت

شکر خدا گوی ؛ شود حاصلت

@@@@@@@@@@

ای شهیدان تا قیامت ما همه شرمنده ایم  !!

بر خلاف فعل تان کردیم عمل . ما بنده ایم ؟ !

ساده زیستی در بساط و قلب با مهر و وفا

در وجودتان چنان نقش آفرین بودش خـــــدا

نان خشک و آب بود سوی شما شام و ناهار

بی تکبر ؛ بی تبختر ؛ چشم داشت از سوی یار
@@@@@@

به خون جوانان زنده بر خاک و در گور قسم
به دستان بسته به چشمان درانتظاربرهورقسم
بایستیم تا آخرین خونمان؛ اهل عالم قدم تا قدم
شهید یا شویم یا که دشمن بریم کلهم بر عدم
شهیدی که جان داد زنده با دست بسته در زیر خاک
که تصویر گویا از آن شد وجود  و  دلم چاک چاک
اَیا اهل غیرت ؛ اهل ایمان و قرآن شما را قسم
تجسم نمایید چنین جانفزایی وجودی شود چون صنم

@@@@@@@@@@@

سلام بر روح و ارواح شهیدان

چه از بدر و حنین تا جنگ ایران

سلام بر مادران داغدیده

بجز رنج و بلا در دهر ندیده

چه سرباز چه سرهنگ و چه تیمسار

بسیجی یا سپاهی یا سپهدار

همه با عشق و فرمان الهی

ز کردستان و خوزستان فدائی

زمال و جان خویش کردند ایثار

بماند دین حق با لطف دادار

@@@@@@@@

وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
ﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﮔﻤﺎﻥ ﻣﺒﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺧﺪﺍ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ، ﺑﻠﻜﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﻧﺰﺩ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺷﺎﻥ ﺭﻭﺯﻱ ﺩﺍﺩﻩ ﻣﻰ  ﺷﻮﻧﺪ. . آل عمران (١٦٩)

@@@@@@@@

شهیدان زنده اند

🌺🌺🌺
چه قرب و منزلت دارند شهیدان
بیائید قدرشان دانیم به یزدان
رسد روزی همه مفلوک و نالان
بداد_ ما رسند ؛ گل‌های پنهان
بُوَد شرطش امید و علم و ایمان
شهیدان زنده اند با نص _ قرآن
چنین فرمود خدای حی سبحان
مپندارید چنین ای اهل_ ایمان
مسلمانی شود کشته به میدان
که او مرده شده در پیچ _ دوران
مقامش بس رفیع در کُلِ دوران
خورد روزی خویش در نزد جانان
شود جاویدِ جاوید نزدِ رحمان

شهیدان زنده اند

یا امام رضا ....:
آل عمران
وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
ﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﮔﻤﺎﻥ ﻣﺒﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺧﺪﺍ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ، ﺑﻠﻜﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﻧﺰﺩ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺷﺎﻥ ﺭﻭﺯﻱ ﺩﺍﺩﻩ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ .(١٦٩)

@@@@@@@@

 

شهیدان زنده اند

🌺🌺🌺
چه قرب و منزلت دارند شهیدان
بیائید قدرشان دانیم به یزدان
رسد روزی همه مفلوک و نالان
بداد_ ما رسند ؛ گل‌های پنهان
بُوَد شرطش امید و علم و ایمان
شهیدان زنده اند با نص _ قرآن
چنین فرمود خدای حی سبحان
مپندارید چنین ای اهل_ ایمان
مسلمانی شود کشته به میدان
که او مرده شده در پیچ _ دوران
مقامش بس رفیع در کُلِ دوران
خورد روزی خویش در نزد جانان
شود جاویدِ جاوید نزدِ رحمان

شهید حججی عزیز


حججی سردار حق و حجت از سوی خدا
چون حسینِ فاطمه درراه رحمان سر جدا
نوجوانی که شهادت را طلب کرد از رضا
رمز و رازی در وجودش بود تا نزد _خدا
روز معراجش جهان در التهاب _بی کران
از سفر برگشته بود ؛ داغ عزایش آسمان
غلغله با آه وزاری با همه کروبیان
آسمان گِرد عزایش همزمان با مردمان
بَه چه کردی حججی ؟درآخرین وقت حیات
سید و سالار ما کردی صدا گفتـــی فدات
مانده ایم در حیرتی با این همه قرب و مقام
ره صد ساله به یکسال طی نمودی والسلام
عارفان در کار تو ماندن عجب با آن شعور
نام تو ثبت شد به تاریخ جهان در هر دهور
زهدان با زهد و تقوای چنان ماندن عجب
این چه لطفی شد ترا شامل در این جنگ و غضب

شهید ابراهیم هادی   سلام بر ابراهیم زندگینامه اش

یا امام رضا ....:
شهیدی از شهیدان ؛ دوره جنگ
چو ابراهیم ِ هادی دل شده تنگ
شهیدی از تبار عشق و احساس
مقاماتش ؛ چقدر بسیار حساس
مقام ورزشی و پهلوانی طی دوران
نصیب وی شده با لطف _ رحمان
چقدر اهل دل و ؛ اهل هدایت
چه بسیاری رساند سوی سعادت
کتابی گشته مکتوب نام ایشان
سلام بر روح ابراهیم ؛ با لطف جانان

راهیان نور


راهیان _ نور با عــزٓ و شَرَف
می شود بر پا سراسر با هدف
جنگ نرم و دشمن_ غداره بند
ای بـرادر خیز با تیر و کمـــند
جبهه امروز ، جبهه ی فرهنگی است
کار و زار در قالب _ بی دینی است
شستشو با متن و فیلم و ردِٓ دین
قتل و غارت می کنند حــدِٓ یقین
خیز و برخیز ای برادر با سخن ها ازشهید
تشنگان را سیر کن از فکر و افکار پلید
دشمنان بی حد و حصر از هر کجا
خنجری بالاتر از تیر و کمندی از قفا
آنچنان تیشه به ریشه می برند با صد نوا
ناله ها بر پا شود در هر مکان و هر فضا
افتراق و دشمنی در خانه ها درد_ طلاق
سرعتی دارد عجیب با سرعت برق و بُراق
غافل ار در کار فرهنگی شویم از خامگی
کشور و دین را دهند دون _ همه ایستادگی

سید رضا طاهر شهید مدافع حرم


🌺
اشک چشمانم گواهی می‌دهد طاهر رضا
یک جوانی با صفا و مردمی دون _ خطا
ای که گلزارت زعطر و بوی تو گردید بهار
در زمستان گل سِتان تو بهاری بی قرار
سید رضا طاهر چه کردی با دلم هر روز و شب
اشک ریزم در فراقت ندبه خوانم سوی رب
شعر تو الهام باشد سوی تو دانم تمام
ورنه من را زین مصفا از کجا در این مقام؟
قصد و نیت کرده ام آیم به گلزارت رضا !
راه دوری میرسم ؛ مولای من ؛ موسی الرضا
آدرس من با رضا خورده گره در زندگی
بی رضا بودن مرا دیوانه از هر زندگی
سید رضا طاهر تو نامت با رضا گشته عجین
تو فرشته صفت و یک مدتی در این زمین
تا شوی حجت برای مردمان با صد یقین
بعد _آن هجرت گزینی تا روی عرش برین🌺