🌺
اشک چشمانم گواهی می‌دهد طاهر رضا
یک جوانی با صفا و مردمی دون _ خطا
ای که گلزارت زعطر و بوی تو گردید بهار
در زمستان گل سِتان تو بهاری بی قرار
سید رضا طاهر چه کردی با دلم هر روز و شب
اشک ریزم در فراقت ندبه خوانم سوی رب
شعر تو الهام باشد سوی تو دانم تمام
ورنه من را زین مصفا از کجا در این مقام؟
قصد و نیت کرده ام آیم به گلزارت رضا !
راه دوری میرسم ؛ مولای من ؛ موسی الرضا
آدرس من با رضا خورده گره در زندگی
بی رضا بودن مرا دیوانه از هر زندگی
سید رضا طاهر تو نامت با رضا گشته عجین
تو فرشته صفت و یک مدتی در این زمین
تا شوی حجت برای مردمان با صد یقین
بعد _آن هجرت گزینی تا روی عرش برین🌺