سوخته جان از عشق مولایی جمال

شعر زیر راآقای قلی زاده یکی از اساتید در وصف این حقیر سروده تقدیم می کنم
------

سوخته جان از عشق مولایی جمال

در زلال عشق گویی عین دریایی جمال

داغ دل داری و این از چهره ات پیدا بُود

در لباس صدق می بینم که معنایی جمال

بهره های معنوی دادی به جمع حاضران

با همان فکر بلند چون سرو رعنایی جمال

جلوه ی بخت تو هم در شاعری گل کرده است

چشم بعد ؛دور از تو باد ؛از جمله خوبانی جمال

گر برایت خوشدلی باشد شما را آرزو

رنگ و رخسارت نشان که عشق سبحانی جمال

با همه کار فراوان ؛ دردمان افزون شدست

جالب است با این همه درد ؛ مرد میدانی جمال

این سزای قدر تو ؛ با این کلام کی حاصل است

شمع کردی فکر نابت ؛ چون فروزانی جمال

ای قلی زاده تو بس کن با جمال این گفتگو

در پناه صاحب عصر ؛ لعل رمّـــــــانی جمال

***************************

پاسخ جمال به استاد قلی زاده

_______________

ایا استاد با ذوق ودرایت

مرا شرمنده کردی بی نهایت

نوشتی بهر من اشعار زیبا

بُود اجرت تمام در نزد یکتا

قلی زاده تویی بی شیله وپیله

نداری ذره ای تو مکر وحیله

دل دریایی و روح سمایی

وجود تو بُود الحق خدایی

دل پر مهر و قلب با عنایت

ز تو دیدم برادر تا قیامت !!

شعر گویی غیر مولایم رضا باشد جفا

شعر گویی غیر مولایم رضا باشد جفا
حیف باشد عمر خویش بر باد داریم و فنا
از رضا گویم رضا باشد ز ما مولا رضا
از سحرخیز عزیز پرسش کنید حرفم نباشد برخطا

 

بستم دخیل نام ترا جان ِ جوادت دستم تو بگیر زود رسیم صحن و سرایت

بستم دخیل نام ترا جان ِ جوادت
دستم تو بگیر زود رسیم صحن و سرایت
خواهیم دوباره برسیم کوی تو مشهد 
آن صحن و سرایت بهشت است به احمد
بی محنت و منت ، بی رنج و مشقت
آئیم به مشهد بر آن شور و شففت
یک خانه ی نزدیک حرم قسمت ما کن
یک شور و شعف جان جواد همره ما کن

 

 

 

از صاحب و عصر زمان امداد خواه با اشتیاق

از صاحب و عصر زمان امداد خواه با اشتیاق
پاسخ دهد مولا چنان منجی و موعود از وفاق
هرچند مظلوم است امام عالم بدست او تمام !
خون در دلش کردیم ز افعال پلید درروزگاری پر اَنام
 گردد قرار با صاحب و مولا ما با یک نظر
انفاق پرشور و شعف رخ می دهد با شور و حالی مُنْتَظَر
این جهان در دست او ؛ او صاحب است با افتخار
حاجت از او گر طلب داریم شویم حاجت از سوی یار!
فریاد ما چنان الغوث و الامان یا صاحب الزمان
مولا برس بداد منجی توئی امام یا صاحب الزمان 

 

این دلم در شهر خود احساس غربت می کند

این دلم در شهر خود احساس غربت می کند
شکوه ها از این دل و ، احساس زحمت می کند
گه گاهی روز و شب فرقی نباشد بر دلم
صبح و عصر و شام غم ها می برد سوی دوام  

 

خدا ، قرآن ، ملائک ، ذات رحمان

خدا ، قرآن ، ملائک ، ذات رحمان
ترا دارم خدا در کُلِّ دوران ِپریشان
مددکارم خدا بودوملائک بودوقرآن
کجا عقلی کند درکش ! کماکان !
ز سختی ، راحتی ، غم های دوران
خدا بود و،خدا بود ؛ با دل و جان
چقدر با ناسپاسی ، دادم ز ایمان !
جهان را تیره ساختم ، کفرِ آسان

می خواهم که برگردم به شهر شاه رضا

می خواهم که برگردم به شهر شاه رضا
می شود یا نه ؟ توکل کرده بر لطف خدا
بسته ام من یک دخیل با قلب خویش در آن سرا
یا رضا گویان ؛ خدا خوانم ؛ خدا پشت و پناهم ؛ دو سرا
 

معجزه خواهم....

معجزه خواهم ، ز مولایم رضا ، در این زمان⁦❣️⁩
شک ندارم ، معجزه آرد ، برایم همزمان⁦❣️⁩
دوست دارم در جوارش من قرار گیرم تمام⁦❣️⁩
ساکن کویش شوم بی رنج و محنت و السلام⁦❣️⁩
ای رئوف شاه خراسان قلب ما را التیام ⁦⁦♥️⁩
شادی دیگر ببخش جان جوادت پر دوام😊
مژده ده بر ما رئوف ، آئیم جوارت بهر اسکان و قوام😊
خانه برتر ز قبل بهرم مهیا کن همه گردند غلام!!
چشم دوستانم شود روشن ؛ حسودان کور و تار!!
عزت ما را ببینند ؛ آنکه دوست و قوم و یار 
یا علی موسی الرضا تنها دو ماه باقی و ، اند
دست رد مولا نزن مژده بده زودی چو قند
ای فدای لطف و احسانت رضا ؛ من مانده ام در انتظار!
عنقریب بر ما رسان ؛ لطف و کرامت پایدار
یا رضا دوری ز تو رنج و عذابی ماندگار😭😭
هجر را وصلش نما ؛ آقا تویی صبر و قرار 😔😔
بی تو می میرم علی موسی الرضا داغ از فراق 😭😭
پیش خود آقا نما ؛ نزد خودت بَر با بُراق!!


شنبه و یکشنبه 30و 1398/4/29

آمده ام شاه پناهم بده

آمده ام شاه پناهم بده عزت و مکنت دو سرایم بده
دست من و گیر ببر شهر طوس خادمی هر دو مکانم بده
جان جوادت دلم گشته خون عزت و مکنت سر و پایم بده
منتظرم منتظر اذن تو ، حال و هوایی بر و جانم بده

 

آمده ام شاه پناهم بده

آمده ام شاه پناهم بده عزت و مکنت دو سرایم بده
دست من و گیر ببر شهر طوس خادمی هر دو مکانم بده
جان جوادت دلم گشته خون عزت و مکنت سر و پایم بده
منتظرم منتظر اذن تو ، حال و هوایی بر و جانم بده

 

یا شاه خراسان ترا جان جوادت مدد از غیب

یا شاه خراسان ترا جان جوادت مدد از غیب 
دستم تو بگیر گرچه گنه کارم و پر عیب !!😭😭😭😭

عاشقی با شاه خوبان بس صفا دارد

عاشقی با شاه خوبان بس صفا دارد صفا
لطف و احسانش عجب حال و هوا دارد هوا
می روم بر پا بوسی ؛ شاه رضا دارم رضا
کل هستی گر شوند دشمن ؛ ولا دارم ولا
جز رضا عشق دگر باشد جفا اندر جفا
هشتمین خورشید تابان از خدا دارم خدا
شاکرم من در دو عالم چون رضا دارم رضا
ای فدای لطف و احسانت وفا دارم وفا
نعمتی برتر ز این صاحب زمان دارم زمان
منجی است و نوکری همچو جمال دارد جمال
دشمنان باید بمیرند چون جفا دارند جفا
لطف زهرا مادرم در دو سرا دارم سرا
قلب من محکم یقین در جنتش نور بقا دارم بقا

 

 

 

حاجتم را می دهد بی شک رئوف،شمسُ الشُّموس !

می روم مشهد زیارت بر امام ارباب طوس 
حاجتم را می دهد بی شک رئوف،شمسُ الشُّموس !
بر یقینم شک ندارم ، شک نیار از  هر نحوس
 می دهد حاجت رضا بی آنکه بنمایم جلوس !!

شاکرم من در دو عالم چون رضا دارم رضا

عاشقی با شاه خوبان بس صفا دارد صفا
لطف و احسانش عجب حال و هوا دارد هوا
می روم بر پا بوسی ؛ شاه رضا دارم رضا
کل هستی گر شوند دشمن ؛ ولا دارم ولا
جز رضا عشق دگر باشد جفا اندر جفا
هشتمین خورشید تابان از خدا دارم خدا
شاکرم من در دو عالم چون رضا دارم رضا
ای فدای لطف و احسانت وفا دارم وفا
نعمتی برتر از این صاحب زمان دارم زمان
منجی است و نوکری همچو جمال دارد جمال
دشمنان باید بمیرند چون جفا دارند جفا
لطف زهرا مادرم در دو سرا دارم سرا
قلب من محکم یقین در جنتش نور بقا دارم بقا

 

 

می روم مشهد زیارت بر امام ارباب طوس  حاجتم را می دهد بی شک رئوف،شمسُ الشُّموس !

می روم مشهد زیارت بر امام ارباب طوس 
حاجتم را می دهد بی شک رئوف،شمسُ الشُّموس !
بر یقینم شک ندارم ، شک نیار از  هر نحوس
 می دهد حاجت رضا بی آنکه بنمایم جلوس !!

یا شاه خراسان ترا جان جوادت مدد از غیب  دستم تو بگیر گرچه گنه کارم و پر عیب !!

گویند همه از این دهه و لطف و کرامت
کُو آن کَرَمَت ؟! شهره ی شهر گشتی چه راحت !!
در شهر غریب بردی مرا پای به زنجیر!!
از غصه و غم مُرده شدم ناله ی شبگیر
میلاد تو است شاه خراسان به نظارت
دستگیری نما غصه و غم , داد! برآورد به صراحت
میلادِ رضا شاه کرم اختر تابانِ امامت
مولای منی ، روی نشان ده از آن لطف و عنایت
تا من بشوم ساکن درقرب و جوارت به سعادت
دلتنگ توأم مولا ؛ صحن و رواق تو بهانه
دستم تو بگیر،خون به دلم شد، در این عصر و زمانه
یا شاه خراسان ترا جان جوادت مدد از غیب 
دستم تو بگیر گرچه گنه کارم و پر عیب !! 
پاسخ ندهی ؟ ضامن آهویی تو ، هست  معما !!
ثابت بنما ، ضامن من شو در این خواست مصفا !!!

 

#سه شنبه 1398/4/18

یا شاه خراسان ترا جان جوادت مدد از غیب  دستم تو بگیر گرچه گنه کارم و پر عیب !!

گویند همه از این دهه و لطف و کرامت
میلادِ رضا شاه کرم اختر تابانِ امامت
مولای من ، روی نشان ده از آن لطف و عنایت
تا من بشوم ساکن درقرب و جوارت به سعادت
دلتنگ توأم مولا ؛ صحن و رواق تو بهانه
دستم تو بگیر،خون به دلم شد، در این عصر و زمانه
یا شاه خراسان ترا جان جوادت مدد از غیب 
دستم تو بگیر گرچه گنه کارم و پر عیب !! 

#دوشنبه 1398/4/17

یا شاه خراسان ترا جان جوادت مدد از غیب  دستم تو بگیر گرچه گنه کارم و پر عیب !!

گویند همه این دهه از لطف و کرامت
میلادِ رضا شاه کرم اختر تابانِ امامت
مولای من ، روی نشان ده از آن لطف و عنایت
تا من بشوم ساکن درقرب و جوارت به سعادت
دلتنگ توأم مولا ؛ صحن و رواق تو بهانه
دستم تو بگیر،خون به دلم شد در این عصر و زمانه
یا شاه خراسان ترا جان جوادت مدد از غیب 
دستم تو بگیر گرچه گنه کارم و پر عیب !! 

 

از هجر رضا ناله زنم ناله ی جانسوز  یا جان بدهم یا که رٓسٓم صحنِ دل افروز

از هجر رضا ناله زنم ناله ی جانسوز 
یا جان بدهم یا که رٓسٓم صحنِ دل افروز
درصحن و رواقش ، همه دم مٓنْظر عُشاق ولایت 
بیچاره جمال شد ز این هجر و فراق حال وخامت
یا شاه خراسان مرا باز بَرَد پیش جوارش 
یا ضجه زنم ضجه ی از داغ فراقش
دارم یقین لطف رضا برتر هر لطف و عنایت
آقا نظر کرده مرا ، زود برد سوی خودش حُکم کرامت
با لطف رضا حکم خدا ساقی کوثر به نظارت
 خادم به کویش بشوم ساکن مشهد به حمایت

1398/4/17 دوشنبه

 

تقاضای برگشت به مشهد الرضا 2

بیا بار دگر مولا نما بر ما کرامت 
مرا در شهر مشهد کن حمایت
مرا دعوت نما بی رنج و سختی
رَسَم من در جوارت نیک بختی
ندیدیم خیر و شادی شهر بابل
بگیر دستم بیایم شاد و سُنبل
همه غم بود و غم بود و همه غم
بسی سختی نه کم بود نه یکدم
ترا جان ِ جوادت ؛نما برما عنایت
رسم باردگر درمضجع پر از کرامت
چقدر در شهر غریب بودیم و تنها
میان ِ قوم و خویش بیگانه ، یکتا
علی موسی الرضا اصرار ِ بی جا
ندارم جان مولا ، ذات ِ یکتا

 

 

امام رضا بنما عنایت

به مولایم رضا دارم ارادت با دل و جان
کند حاجت روا بی شک و شبهه اذن رحمان 
دوباره میزبانی کن مرا در بر بگیر مولا خوبان
به شهر خود عنایت کن بیایم شاد و خندان
تمام دشمنان مغلوب و منکوبی دو چندان
شوند مسکوت و معدوم طی دوران
شوند در نزد ما شرمنده از اعمال سامان 
بیابند روزگار ما شده چون جنتی در ملک ایران

،🌹🌹🌹🌹🌹

 

ای علی موسی الرضا ای جانِ جانان
ترا سوگند دهم بر ذاتِ رحمان
تو برگردان مرا سوی خراسان
کنم من نوکریت کُلِّ دوران
بهشت من خراسان است خراسان
گذشتن از بهشت کی باشد آسان!؟
توئی ابوجواد جانم به قربان
به شهر خود غریبم جمع خویشان
ترا جان جواد و جان زهرا
بساز تو کار و بارم را به یکتا
بِبٓر ما را دوباره در خراسان
بدونِ محنت و آزار یاران
مثال تندر و برق با بُراقی
رسان در نزد خود آقا تو شاهی
مهیا کن تو مسکن بهترین جای
بُوٓد سرسبز از رشت و کلاچای
نگاهم کن به حاجاتم از این دور
تویی فرزند زهرا جلوه ی نور
ترا جان جواد مولا به قرآن
عزیزم کن عزیز در کل ایران
فقط با نیم نگاه بنما تو چاره
دلم از دوریت گردیده پاره
امام شیعیانی کل دنیا
زتو حاجت گرفتند جان مولا
منم از شیعیانت گوهر و نور
بگیر دستم ببر از غربت و دور
🌻🌻🌻🌻🌻🌻
پنج شنبه 1399/7/24 شب شهادت پیامبر و امام حسن مجتبی

 

 

تقاضای برگشت به مشهد الرضا


عنایت از خدا خواهم شفاعت از رضا؛گردم به مشهد
دعایم مستجاب بی شک و تردید لطف سرمد 
شود اسکان ما آسان و ساده ملک شخصی
شود بهتر ز قبل ، سالهای دور، بی رنج و سختی
بدست آید مرا با لطف مولایم رضا با تندرستی
شود شادی سرور هر جنبه اش از کل هستی

سحر خیز عزیز از جمله خدام ولایی

سحر خیز عزیز از جمله خدام ولایی
فریمان تا به مشهد می شود هر دم راهی 
دلش عشق رضا پر شور و شیدا
کجا عاشق تری از تو شودآقا پیدا
وَجَب تا هر وجب ذکرش رضا جان
خدا داند چه نقشی  لطف رحمان
نصیب تان شده در عصر و دوران
کلامت پر فروغ و جان پر از نور
سحر خیز عزیز مبروک و مشکور
دعا کن نزد مولا لطف و عزت 
نصیب ما شود در عصر غیبت

 

حضرت معصومه اخت الرضا

ای مقامت ،جلوه ی انوارِ ذاتِ  لایزال
حاجت ما را روا بنما تو داری زین خصال
حضرت معصومه ای اُختِ علی موسی الرضا
می شود باز هر گره دستت شفا بخش از خدا
حاجتم مولا رضا داده بدستت زاده ی شیر خدا
پس چرا امروز و فردا می کنی اخت الرضا نَبود روا!

مولا علی

از علی هر چه که گفتم کمتر از یک قطره آب
وصف و توصیفش ضعیف باشد برای بوتراب
همسرش دُر دانه ی هستی و ، خود شاه کمال
علم و ایمان علی ، بعد رسول یکتا نیکو خصال

دعای جمال

اشک و آه این جمال در نیمه شب دارد اثر
غنچه ی باغِ خدایش سر به سر گردید ثمر
غافلان از جهل و حرمان می برند هر دم ضرر
نور ایمان در دلش پر نورتر از صد گهـر
با کلامش وجد آیند جن و انس و هم بشر
از تجلای  درونش نور بخشد چون دُرر
یا ربا، یا رب او بر جسم و جان بخشد بصر
عاقلان از حرف او شادند  امواج در  نٓهٓر
دشمنان باید بمیرند زورگیر باشند یا اهل شٓرر
طاقتی داری جمال ! از صبر تو شیرین شکر
همچو نِی بیرون بریزد با دعاهای سحر
دشمن دانا و نادانش برایش بی خطر

امام زمان

گر نباشد از تو راضی صاحب عصر و زمان
پس چه داری روز محشر تا رسی باب امان
گر یقین داری امام دارد به عرش و فرش نظر
پس چرا این لوده گی سر زند دست بشر !

امام رضا  از رضا دورم ......

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضا الْمُرْتَضَى
الاِمامِ التَّقِیِّ النَّقِیِّ
وَحُجَّتِکَ عَلى مَنْ فَوْقَ الاَرْضِ 
وَمَنْ تَحْتَ الثَّرى
الصِّدّیقِ الشَّهیدِ
صَلاةً کَثیرَةً تامَّةً زاکِیَةً 
مُتَواصِلَةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَةً
کَاَفْضَلِ ما صَلَّیْتَ عَلى اَحَد مِنْ اَوْلِیائِکَ
🌹🌹🌹🌹🌹🌹
آن قَدر دلتنگ ِ مولایم رضا
از فراقش ناله دارم از بقا 
نورخورشید از وجودم شد جدا
زندگی اِحیا کجا گردد ! جفا!!!
دست مولایم رضا بود روی سر!
کی !کجا! احساس ِسختی و خطر
مال افزون ؛ حال ِ ما شیر و شکر
شور و شادی هر کجا می داد خبر
این دلم تنگ رضا گشت در حضر
دوری مولا مرا شوقی نباشدبرسفر
ای که دربحررضا غرقید ز انوار خدا
یک دمی یا بازدم یادی کنید بهرلقا

 

یا امام رضا .......

دل هوایی کرده ای با ذکر و نام یا رضا
می روم در حرمش زانو زنم با صد نوا
نغمه خوانم در گلستانش سر و پا ازقضا
حاجتم را گر نگیرم  ! نیستم عبدِ خـــدا

توکل می کنم بر جان جانان

توکل می کنم بر حی سبحان
ندانستی بدان ای جانِ جانان
توکل در توکل چون گلستان
بهار اندر بهار خیزد  ز رحمان

 

می رسد روزی رها کردیم رها

گرچه محبوسیم در گرد جهان !!
می رسد روزی رها گردیم چنان
این قفس باشد نماد جسم وجان
می شویم آزادآخر،درجهان بیکران


🌺🌺🌺🌺🌺🌺

سلام صبح شما پرخیر و پرنور
شود اعدائتان گودال و در گــــور