عکس من را ، منتشر سازید همه شهر و دیار

 

عکس من را ، منتشر سازید همه شهر و دیار
این جمال آسوده گشت از قیل و قالِ روزگار
نقش سختی را ، خدا داده به من با این قرار
تو عزیزی با صفایی ، بنده ی زرین نگار !
درنوردید ناله ات هفت آسمان ، با کهکشان
اشک و آه تو ، قیامت پا نمود در بین صد کروبیان

مهندس سید جمال کاظمی تبار خیر نیک اندیش و والا مقام

جلسه حضور جناب آقای مهندس سید جمال کاظمی تبار خیر نیک اندیش و والامقام در دبیرستان حاج سید علی صالحی امیری 1399/11/12 روز یکشنبه
♥️♥️♥️♥️♥️♥️
مهندس کاظمی با لطف و احسان
انرژی بخشِ ما شد جمع یاران
حضورش دلنواز و ؛ قوَّت قلب
وزین و با کمالات ، خنده بر لب
دل دریایی و ، روح سماوی !
مهندس در خودش دارد خدایی
خودش دُردانه در ترویج دانش
صفا اندر صفا در هر همایش
زِ بذل و بخشش و انفاق ، در مال
تلالو بخش شهر در کُلِّ احوال
زبانزد در میانِ شهر و استان
چقدر نور و صفا دارد به رحمان
کلامش دلنشین با لطف و اخلاص
هویدا ، بی نظیر در کُلِّ اِجلاس

بوی دلتنگی دهد شعرت جمال

بوی دلتنگی دهد شعر و کلامت آنچنان
جان به جانان گر دهم آسوده از باب امان
روز جمعه، ماه خرداد، تک و تنها از زمین و آسمان
حزن و غم بر من ببارد حزن و غمت در جهان

چشم بد و طلسمات

شد گرفتار طلسمات ؛ جمال ، گرد بلا
روز و شب سوخت چه سالی زِ جفا
چشم بد ، چشم و نظر مال و منال
داده برباد همه غم شده بر قلب جمال
کور شد چشم بد اندیش سیاه فکر پلید
مال ما چرتکه زند فیش حقوق را به کلید
لعن و نفرین ابد بر ض و ق و ایل و تبار
کار من چرتکه نیندازد بیمار بمیرد ز قرار

دل پر درد و سینه پر سوز

دل پر درد دارم سینه پر سوز
نگفتم راز دل ؛نَبْوَد که دلسوز
چه کس محرم میان رنج و محنت
همه بیگانه اند ؛ بی قید و همت

درد پا و اعضا

ز درد پا و اعضا در شب و روز
طلب کردم ز رب با عشق نیمروز
خداوندا شفا ده حق قرآن و پیامبر
شفا یابم از این درد و بلا با لطف داور
الهی الامان ! داد از غریبی و حقارت
بگیر دستم تویی مشکل گشا داری حمایت

هنرمندی؛ عزیزی ؛ باصفائی !!!!!!!!!!!!!


براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

هنرمندی؛ عزیزی ؛ باصفائی


خدا داند ، بود کارت خدائی


عجب نقش آفریدی ؛نقش ، نقاش


که دل با دیدنش گردیده عیـــاش

والله ما راینا الا به دهر سلامت

والله ما راینا الا به دهر سلامت

چون شاکرش نباشیم بر خیزدش ملامت

عاقل نگوید اسرار الا به یک حماقت

بر باد می دهد او تدبیر و هم سیاست

از گفتگوی باطل بر پا شود قیامت

هرگز مدار کلامی بی اذن وبی شهامت

ظالم همیشه دنیا بر پا کند جنایت

مظلوم بماند عالم بی مهرو بی حمایت

دوست عزیز جمالی اصرار مدار زکارت

مقصود تو سراسر عشق است و آن هدایت