مدیریت شش سال مدیریت شده بر ما چه داستان پر از بلا و رنج و غم ، در کل ِ دوران

شش سال مدیریت شده بر ما چه داستان
پر از بلا و رنج و غم ، در کل ِ دوران
سه سال اول من شدم بی یار و یاور
سه سال دوم هم و غم از در و پیکر
دستم نبود در کاسه ای،دوست و رفیقان
تهمت به این قدر بس بزرگ ظلم فراوان
یادش بخیر باغچه ی سرسبز چون بهاران
هر کس رسید عکسی گرفت در طی دوران
انگور چهارگانه و ؛ شش انجیر شیرین
کاشتم در آنجا بر جمال نسل دیرین
کاج بود و زیتون و درختان فراسبزبهاری
نارنج و پرتغال و تبریزش بماند یادگاری
مدرسه تجهیز با کل امکانات در حد اعلا
جمال شده با زن نشسته با همه زحمت، حالا
اخر چنین گفتند درخوابی! در خواب
والله ؛ چنین وصفی بُود بُهتان بر آب
کارم چنان شفاف بود و بس که زحمت
از صبح کشیدم تا شب و شب بود و ظلمت
یک شب بیادم هست تا صبحِ سحرگاه
با دست خود سیمان و ماسه کرده همراه
سکو و میز و از جنس سیمان و تمام سنگ
از صبح به شب تا نیمه ها این پا شده لنگ
در افتتاحیه ؛ بسان ِ کارگر؛ عمله ؛ بنا
نخاله بردم با زباله ؛ شاهدم خدای یکتا
یارب ؛ به تو میگویمت؛ این رنج و زحمت
مزدش فقط از تو برآید لطف و رحمت
با کسب رتبه های عالی پر امید سیر تعالی
حاصل شده با سعی وکوشش دبیران جمالی
المپیاد ؛ فرهنگیان ؛ دانشجوی پلیس راهور
این گوشه ای ؛ از سعی من ؛ با لطف داور
کتمان حق ظلمی بود دوست و رفیقان
گرچه غریبم شهر خود بر شهر و سامان
سه تن معاون؛ از عزیزان دور خدمت
هریک مدیر گشتند بدون ِرنج و زحمت
عباس نژاد از روی صدق و لطف و احسان
.. مرد خدا بود و ولی فحشش فراوان
....ازسومین یار معاون چون خروشان
زائیده خطه ی سبز و اهل دل، آمد ، ز تهران
گل های عطر و شمع دان ِ نعنا و ریحان
با عشق جان تر و تمیز با آب ِ باران
سیراب نمودم در بهاران و زمستان
در فصل گرما هفته هفته ماهِ هر روز
با آب شهری آب دادم ، عشق جانسوز
یکسو کدو های فراوان داده حاصل
یکسو ز نخبه ها شده مشهور و کامل
زیبا درخشید این دبیرستان با گلهای بستان
فغانی و مقدری و شاطری در طی دوران حسنجانی قبولی فرهنگیان در سال اول لطف خدا شد شاملش این لیست کامل
جمال تو بس کن این همه شکوه گلایه
شکر خدا کن در دو عالم دون ؛ از کنایه
خدا تماما یار تو در کل دوران ِ پر از رنج
مولا رضا ضامن تمام این بوده یک گنج
دنیا بُود رسمش چنین کی قدر نعمت
داند جمال در این همه کوشش صراحت
غصه نخور دادار هستی بهترین اجر
بهرت مهیا در دو عالم دون هیچ زجر
زودی رسد بر تو شوی شادان و خندان
هر هم و غم از تو برد ای جان ِ جانان
ایمان قوی دار خداوند جهاندار و یگانه
دست بگیرد در دو عالم، چند زمانه

عکس من را ، منتشر سازید همه شهر و دیار

 

عکس من را ، منتشر سازید همه شهر و دیار
این جمال آسوده گشت از قیل و قالِ روزگار
نقش سختی را ، خدا داده به من با این قرار
تو عزیزی با صفایی ، بنده ی زرین نگار !
درنوردید ناله ات هفت آسمان ، با کهکشان
اشک و آه تو ، قیامت پا نمود در بین صد کروبیان

جوادم جوادم

یا شاه خراسان ترا جان جوادت ؛به جوادم نظری کن
با مال و منال و برکات ؛ لطف خودت ؛ تاج سری کن 
از غصه و غم دور نگهدار خدایا ؛ به همه عمر، قَدَری کن
در ارض و سماء حفظ نما ؛ شادی به دل ؛ مستمرش کن 
این هست دعای پدرش حق جواد ، حق رضا مستقرش کن
از چشم عدو حفظ نما ؛ دشمن زالو صفتش را عدمش کن

 

یادت بخیر عمو محمود عزیز

فقط یک مرد سراغ دارم خدا داند به زهرا
صبور و با مروت ، بذل و انفاقش 
هویدا
عمو محمود ما ؛ یک مَردْ ، بود تنهای تنها
دگر مردم همه نامرد بودند از سر و پا !
به اشکم ، اشک در چشمش چو دریا
به هم و غم ما ، گریان و نالان بهر فردا
سفارش و نصحیت کرده ما را از تهِ دل
طلا بود و جواهر حرف او چون گُل
در این گِل !
عموجان تو کجایی روح تو شاد از عنایت
بهشت جاودان باشد الهی هم سرایت

 

 

چشم بد و طلسمات

شد گرفتار طلسمات ؛ جمال ، گرد بلا
روز و شب سوخت چه سالی زِ جفا
چشم بد ، چشم و نظر مال و منال
داده برباد همه غم شده بر قلب جمال
کور شد چشم بد اندیش سیاه فکر پلید
مال ما چرتکه زند فیش حقوق را به کلید
لعن و نفرین ابد بر ض و ق و ایل و تبار
کار من چرتکه نیندازد بیمار بمیرد ز قرار

دل پر درد و سینه پر سوز

دل پر درد دارم سینه پر سوز
نگفتم راز دل ؛نَبْوَد که دلسوز
چه کس محرم میان رنج و محنت
همه بیگانه اند ؛ بی قید و همت

کجایی مادرم این دل یادت گشته پرپر

کجایی مادرم این دل به یادت گشته پر پر
بیادت آه کشم هر دم سخن دارم به داور !!
همه از دور و بر؛ ما را چنان بنموده اند تَرک!!
مثالی چون درخت در فصل پاییز ریزش برگ!!
برادر یا که خواهر هر کدام گشتند ز ما دور !
چه بختی یا چه شانسی  ......رفته در گور !!
نمی دانم جهان را ازچه رو شداین قهرو نفرت
مگر از قبر و گورستان نمی گیرند پند و عبرت