قبر و قیامت


من و تنهایی و قبر و قیامت
چه سازم با همه بار حماقت
تمام گشت عمر من از جهل و نسیان
غم امروزوفردا کردمارا سخت پریشان
پریشانی زسوئی،کرده با خاکم یکسان
فشار اندرفشاردلبندودلدارو زخویشان

ارث و وصیت

خواهری مرده برادر شد وصی !!
خورده او مالش تمام !، دون کسی!
حامی اش گشتند تمام قوم و تبار
تا خّورد مال وصیت از قرار

عمر ما چون قالب برف در تموز

 

عمر ما چون قالب یخ در تموز

آب گردد؛ قطره قطره ؛ در دو روز

تا به کی در جهل و نسیانی به سر

می بری  با حال زارت  بی خبر !!

موی رخسارت دهد این را خبر

وقت هجرت شد ترا دار ممر

عبرتی آموز از این پیک وخبر

نیست فرصت بهر ماندن در حضر

زمال اندوزی دنیا پرستان

زمال اندوزی دنیا پرستان

بر آرد خنده ام از ریشه ی جان

چه کس از این جهان بردش کفن بیش

غنی و مستکین و کل درویش

ز حرص مال و اموال ؛ دل شود ریش

برادر مال خویش بفرست تو از پیش


ارث همه در جهان ، پیرهنی جز کفن

ای ز  منی ، خلق شدی در جهان

با همه من ،من ، به کجا میروی؟

گر تو شدی شاه و امیر جهان

آخر آن گوی(1)، کجا می روی ؟

با همه پیر و جوان ،با همه فخر زمان

روزی یرون میروی ،گوی کجا میروی

پس چرا، این همه،فخر فروشند به ما

با همه فخر زمان ،گوی کجا می روی ؟

این همه فسق وفجور روی شده در جهان

با همه فسق و فجور ،گوی کجا می روی؟

آخرت عمر ما ، هست فنا در خدا

با همه عمر فنا ، گوی کجا میروی ؟

ارث همه در جهان ، پیرهنی جز کفن

با همه حرص جهان گوی کجا میروی؟

مال فراوان شده ای صاحبش

با همه از غصب مال ،گوی کجا می روی

مال یتیم و صغیر جمع نمودی به مال !!!!!

با همه ی مالتان گوی کجا میروی ؟؟؟؟

1---  بگوی