سلیمانی محمد،خیِّری والا مقام نیک اندیش ،با درایت آن هُمام(۱)

 

دلنوشته ای بداهه تقدیم حاج محمد سلیمانی از جلسه روز شنبه 1399/11/18 در خصوص کلنگ زنی مدرسه ام البنین 
♥️♥️♥️♥️♥️♥️
سلیمانی محمد،خیِّری والا مقام
نیک اندیش ،با درایت آن هُمام(۱)
مال خویش را بهرِ خشنودی رب
دو سه جا بخشیده با شورو طَرَب(۲)
مسجد جامع شهر، با مدرسه،اُمُّ الْبَنینْ 
بَذل و انفاقش مُصَّفا با دلایل ، و یقین
مرحبا با روی خوش ، انفاقِ مال با عشق و جان
بوسه باران بر قلم، با حال خوش لطف و امان !
لن تنالوا البرحتی تنفقوا (۳)وصف شما آمد تمام
صد سلام و صد درودِ بیکران؛ای خیِّر والامقام
اجر و مزدتان مضاعف نزد ایزد 
برقرار
در جهان ما فقط لطف شما ماند به رسم یادگار

1- بزرگ ،رئیس ، سرور
2-شادی و شادمانی
3-آیه ی 92سوره ی مبارکه آل عمران

بداهه 🌹🌹🌹🌹🌹
جمال محمدیان امیری 
شنبه 1399/11/18

 

چشم بد و طلسمات

شد گرفتار طلسمات ؛ جمال ، گرد بلا
روز و شب سوخت چه سالی زِ جفا
چشم بد ، چشم و نظر مال و منال
داده برباد همه غم شده بر قلب جمال
کور شد چشم بد اندیش سیاه فکر پلید
مال ما چرتکه زند فیش حقوق را به کلید
لعن و نفرین ابد بر ض و ق و ایل و تبار
کار من چرتکه نیندازد بیمار بمیرد ز قرار

دل پر درد و سینه پر سوز

دل پر درد دارم سینه پر سوز
نگفتم راز دل ؛نَبْوَد که دلسوز
چه کس محرم میان رنج و محنت
همه بیگانه اند ؛ بی قید و همت

من وتاریکی و ابر

من و تاریکی و ابر و مه و باد
سخن اندر سخن دارم به فریاد
نویسم شرح حال خویش موزون
نخوانده می شوی مدهوش و محزون
چه سر و راز مکتوب است در اسرار هستی
نمی دانم ، نمی دانی ، برادر هر چه هستی
غم و شادی و حزن ممزوج و محتوم
رسد بر آدمی تقدیر با الواح و محکوم
رسیده بر جمال در طی دوران حکم محکوم

طاقتم طاق شده


طاقتم طاق شده با همه ی رنج و بلا
شکوه دارم زخودم بنده شدم سر به هوا
روزیم کور شده علت ِ عصیان و خطا
یا به تقدیر شده فتنه ای از لطف خدا

سید علی صالحی امیری خیر با ایمان


خیری نیکو نهاد با عشق و جان(1)
هدیه کرد مدرسه ای در این زمان( 2)
اهل ایمان و خدا ، فرزند زهرای رسول
لن تنالوا البر(3) بود درکار و بارش هرفصول
امرحق را کرد اجابت از برای ذات حق
عشق و ایثار در وجودش با هزارانی طٓبٓق
بس تواضع دارد و اخلاص و عبد و بندگی
هرکسی بیند وجودش می رسد شرمندگی
سید و از اهل بیت مصطفی با اسم و رسم
شاخص است در بین مردان خدا از کظم و بزم
سید علی صالحی نزد خدا داری مقامی بس بلند
ای خوشا ایمان و اخلاصت ،جهان دستت کمند

1-جناب حاج سید علی صالحی امیری
2-دلار 17000تومانی و گرانی
3-آیه 92سوره شریفه ی آل عمران

رسد بر تو جمال نشاط و شادمانی

نشاط و شادمانی با دل خوش و سلامت
رسد بر تو جمال ، در دو جهان  روی عنایت
نما توبه و استغفار و ندبه در همه احوال دنیا
بمیردآخرالامرهر حسود هر چه بدگویت به غمها
همه باب کمال و امتحان ، از عالم غیب الهی
رسد بر ما چنین ای دوست ؛خواهی یانخواهی!!

روزی و رزق

می رسد هر دم مرا روزی چنان
حیرتی دارند ، زمین و آسمان !!

عید قربان

آمده ماه جدید با عید اضحی با خلیل
گوسفندی بهر ما تدبیر کن رب جلیل
عید اضحی پیک الله قلب را بنما مدد
عشق و ایمان و عطا آید مرا سوی صمد

خیر بزرگ با بذل و انفاق جناب حاج سید علی صالحی امیری

سید علی صالحی با بذل و انفاق
جهان را تابشی بخشید ز اخلاق
دبیرستان بنا کرد با دل و جان
چه زیبا خیری ، لطفش فراوان
ملائک را ز کار خویش خرسند
خدا یار و مددکارش


سید علی صالحی با بذل و انفاق
جهان را تابشی بخشید ز اخلاق
دبیرستان بنا کرد با دل و جان
چه زیبا خیری ، لطفش فراوان
ملائک را ز کار خویش خرسند
خدا یار و مددکارش چو دلبند
جناب عسگریان داماد ایشان
حضورش پر فروغ چون ماه تابان
عزیز و با صفا با لطف بسیار
شب و روز باحضور پر شور وپرکار
پروژه را تمام ، بنمود نظارت
حضورش مستمر تا بی نهایت
وزین و با صفا و با محبت
عزیز و با گذشت با مروت








کشاورزان خدایان زمین اند @@ @ خدا داند چه بسیار نازنین اند!!!

این شعر بنا به درخواست یکی از دوستان با اخلاص و اهل دلم نوشته شده این امید است مورد قبول واقع گردد

کشـــــــــــــــــــــــــــاورزان نازنیـــــــــــــــــــــــــن

-----------------------------------------------------------------------

کشاورزان خدایان زمین اند

خدا داند چه بسیار نازنین اند

تمام فصل ها گرما و سرما

به دشت وباغ و انگور ونخیل اند

ببوسم دست های پینه بسته

همانهایی که در باغ ها عجین اند

برآرند لطف حق میوه وارزاق

امید دارند به رب اهل یقین اند

توکل بر خدا دارند چو بسیار

بر ایمان بر خدا ذات یمین اند

به خاک و بیل و آب و جزئی دانه

بدست آرند دو صد خرمن امین اند

چنان بر فضل رب دارند توکل

که صد عالم ودانشمند ؛ ظنین اند !!!

توکل بر خدا بر خاک مرده

رسانند روح وسر سبزی ، قرین اند

ببوسم دست وپای هر کشاورز

خدا داند خدایان زمین اند

جمالی در کنار باغ انگور و انار سرخ و زیبا

به عشق دلبر رعنـــــــــــا اسیرنــــــــــــد

نمی داند کسی قدر کشاورز خدا دوست

بجز الله که خود؛ارباب و رب العالمین اند

سخاوت پیشه گیر در کار انفاق

سخاوت پیشه گیر در کار انفاق

نترس هر گز نخواهی دید املاق (۱)

ببخش یک پنجم از رزقت در این دهر

سخاوت پیشه کن خود را مکن زهر

نصیحت می کنم برکل دوستان

ز بذل و بخشش آرد لطف یزدان

به هر کاری خدا را در نظر گیر

به لب با ذکر بسم الله و تکبیر

۱- فقر

زمال اندوزی دنیا پرستان

زمال اندوزی دنیا پرستان

بر آرد خنده ام از ریشه ی جان

چه کس از این جهان بردش کفن بیش

غنی و مستکین و کل درویش

ز حرص مال و اموال ؛ دل شود ریش

برادر مال خویش بفرست تو از پیش


تضرع ؛ ناله و اشک و انابه

تضرع ؛ ناله و اشک و انابه

شده توفیق ما گردید افاقه

چه خواهی از خدا در دار فانی؟

خدا داده ترا در زندگانی

زن و فرزند و خانه کار تعلیم

چرا بر امر رب نیستی تسلیم ؟

تو تسلیم اله شو از همه باب

خدا عزت دهد هم نان و هم آب

نداری حسن ظن بر رب سبحان

معاذ الله ؛ پناه دارم  به قرآن

غره مشو در جهان با همه مال و منال

غره مشو در جهان با همه مال و منال

عاقبت مالتان هست فنا و  زوال

دار و ندار


ای شکمت سیر شده از کباب           خلقی شدند گشنه ی از نان و آب


سر تو نهی سیر روی سوی خواب       پیش خدا حرف چه داری جواب


آهی بر آرد فقیر بهر نان                   گویی ز آهش رود روح و جان


عصر عجیبیست پر از ظلم و زور          ظلم نماید غنی تا به گور


صاحب مال بهر وصال جهان             سخت بتازد به پیر و جوان


غنی غنی گشت ز مال حرام          مال حرام جمع نمود والسّلام