ذِکر برتر از سلام و صلوات هیچ کجا نٓبْوَد میانِ کائنات

ذِکر برتر از سلام و صلوات
هیچ کجا نٓبْوَد میانِ کائنات
صبح و ظهر و عصر و شام،با یک سلام
آن ارادت های خویش بنما به مولایم تمام
گره ها با لطفِ مولایم رسول
یک به یک حلّال مشکل از اصول
تجربه گردید بدونِ قید و بندِ روزگار
پس یقین دان شک و شبهه نیست سوی گردکار
🌹🌹🌹🌹🌹🌹

🌺🌺🌺اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وآلِ مُحَمَّد.🌺🌺🌺
🌺🌺🌺اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وآلِ مُحَمَّد.🌺🌺🌺
🌺🌺🌺اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وآلِ مُحَمَّد.🌺🌺🌺
🌺🌺🌺اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وآلِ مُحَمَّد.🌺🌺🌺
🌺🌺🌺اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وآلِ مُحَمَّد.🌺🌺🌺
🌺🌺🌺اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وآلِ محمد🌺🌸
اللهم_عجل_لوليك_الفرج و فرجنا به🌹🌹🌹
اللهم_عجل_لوليك_الفرج و فرجنا به🌹🌹🌹🌹
اللهم_عجل_لوليك_الفرج و فرجنابه🌹🌹🌹
اللهم_عجل_لوليك_الفرج و فرجنا به🌹🌹🌹

سلیمانی محمد،خیِّری والا مقام نیک اندیش ،با درایت آن هُمام(۱)

 

دلنوشته ای بداهه تقدیم حاج محمد سلیمانی از جلسه روز شنبه 1399/11/18 در خصوص کلنگ زنی مدرسه ام البنین 
♥️♥️♥️♥️♥️♥️
سلیمانی محمد،خیِّری والا مقام
نیک اندیش ،با درایت آن هُمام(۱)
مال خویش را بهرِ خشنودی رب
دو سه جا بخشیده با شورو طَرَب(۲)
مسجد جامع شهر، با مدرسه،اُمُّ الْبَنینْ 
بَذل و انفاقش مُصَّفا با دلایل ، و یقین
مرحبا با روی خوش ، انفاقِ مال با عشق و جان
بوسه باران بر قلم، با حال خوش لطف و امان !
لن تنالوا البرحتی تنفقوا (۳)وصف شما آمد تمام
صد سلام و صد درودِ بیکران؛ای خیِّر والامقام
اجر و مزدتان مضاعف نزد ایزد 
برقرار
در جهان ما فقط لطف شما ماند به رسم یادگار

1- بزرگ ،رئیس ، سرور
2-شادی و شادمانی
3-آیه ی 92سوره ی مبارکه آل عمران

بداهه 🌹🌹🌹🌹🌹
جمال محمدیان امیری 
شنبه 1399/11/18

 

عکس من را ، منتشر سازید همه شهر و دیار

 

عکس من را ، منتشر سازید همه شهر و دیار
این جمال آسوده گشت از قیل و قالِ روزگار
نقش سختی را ، خدا داده به من با این قرار
تو عزیزی با صفایی ، بنده ی زرین نگار !
درنوردید ناله ات هفت آسمان ، با کهکشان
اشک و آه تو ، قیامت پا نمود در بین صد کروبیان

مهندس سید جمال کاظمی تبار خیر نیک اندیش و والا مقام

جلسه حضور جناب آقای مهندس سید جمال کاظمی تبار خیر نیک اندیش و والامقام در دبیرستان حاج سید علی صالحی امیری 1399/11/12 روز یکشنبه
♥️♥️♥️♥️♥️♥️
مهندس کاظمی با لطف و احسان
انرژی بخشِ ما شد جمع یاران
حضورش دلنواز و ؛ قوَّت قلب
وزین و با کمالات ، خنده بر لب
دل دریایی و ، روح سماوی !
مهندس در خودش دارد خدایی
خودش دُردانه در ترویج دانش
صفا اندر صفا در هر همایش
زِ بذل و بخشش و انفاق ، در مال
تلالو بخش شهر در کُلِّ احوال
زبانزد در میانِ شهر و استان
چقدر نور و صفا دارد به رحمان
کلامش دلنشین با لطف و اخلاص
هویدا ، بی نظیر در کُلِّ اِجلاس

خدا بخشنده و وهاب و با مهر و محبت

خداغفارخدا ستارخدا هم روح و ریحان
مترسان بندگانِ ربِّ سبحان را تو گریان
خدا بخشنده و وهاب و با مهر و محبت
فزون از مهر مادر از ازل تا در قیامت
خدا دوست و رفیق ِ عبد و بنده
عزیز و مهربان تر از همه با مهر و خنده
پذیرا از گنه کاران و جهال وخطا کار
چه سهو و عمدِ آن با لطف دادار
عَفوّ است عَفوّ است لطف بسیار
برای بندگان خویش مهر آرد چو پرگار
شعاع اندر شعاع لطف و کرامت
فرو ریزد چو باران در قیامت
 

نه مال آید به کار،نه زن و فرزند خدا پشت و پناهت بند ، در بند

 

بلا ؛گردانی از ما، ربِّ سبحان
نگه داری زِ آفت طی دوران
جهان میدان مشق و استقامت
برنده آن کسی دارد عنایت
گهی شادی و غم دارند رقابت
محک هر دم رسد تا بی نهایت
خبر داری؟ نداری ! از قیامت
بَدان ، از کار خویش دارند ندامت
ولی افسوس ِ افسوس از حماقت
ندارند علم و باور ، پر صلابت
رسد هر کوی و برزن ، هفته و ماه
اذان باصوت ولحن،هر طور دلخواه
فُلانی مُرده از درد‍ و کرونا
گمانم سِکته کرده او سراپا
اَجل با شکلِ تزویر با بهانه
تصادف یا مرض آید به خانه
شنیدم عده ای در شهر هجرت
به برزخ پا نهادند، دار ِرحمت
چه افرادِ کثیر در دوره ی ما
حیات و زندگی دادند به یکتا
چنان رفتند ز پیش ما چو خاموش
یکایک پر کشیدند، بر خاک آغوش
فقط تصویرشان مانده به دیوار
فراموش سوی دل،گردیده آوار
جمال عبرت بگیر از دار ودنیا
فراموش می شوی تو هم به یکتا
عبادت، بندگی، مهر و محبت
بساز پیشه ی خود با صد عنایت
توسل ، یا توکل ،ذکر و اذکار
دراین دنیا مشین،یک لحظه بیکار
لبت با ذکر غفار و انابه ،با ندامت
بساز عقبای خود دون از حماقت
نه مال آید به کار،نه زن و فرزند
خدا پشت و پناهت بند ، در بند

حدیث نفس کاش ایامِ حیاتم ، ذکرِ من غفّار بود

کاش ایامِ حیاتم ، ذکرِ من غفّار بود
توبه ، استغفار و اشک و آه، بر دلدار بود
کاش در غفلت و جهل هم نمی گشتم دچار
جهل و نسیان و فراموشی نمی شد کار وبار
کاش با مهر و محبت با همه در طول عمر
می شده دمسازِ من طول زمان بی غِر و فِر
کاش در طی مسیر با اهل بیت ؛ صاحب زمان
می شدم همراه او در هر کجای این زمین و هم زمان

غیر از رضا من با کسی کاری ندارم

غیر از رضا من با کسی کاری ندارم
درمان تویی،مولا تویی،جایی ندارم
هر چه ز دنیا یافته ام از لطف مولاست
ناشکری از الطافِ مولا ، هم که بی جاست
گر چه شدم ؛دور از رضا، از حکم تقدیر
دل در خراسان ِ رضاست این دل شده پیر
هر شب به خوابم گنبد و صحن طلا است!
آن پنجره ، با آبِ زمزم ، دلربا است
آه از غریبی در شمال با یال و کوپال
هیچ کس نشد یارم خدا داند ، چه اقبال
آه از غریبی جمال در شهر بابل
یا آن همه گل در گلستان ، عین زابل!
از دوست و دشمن خاطرات تلخ و شیرین !
خود را نشان دادند به ما چون زهر زرین !
مولا رضا تنها امید و قبله و جان
این جان زهم وغم شده عمری پشیمان !
لطف و عنایت از تو خواهم در دو عالم
مولا رضا جانم فدای تو شود، هر دم دمادم !
بنما عنایت در دو عالم با صلابت
ای روح و ریحانِ وجودم تا قیامت
بنگر به حال من چنان، درمانده مضطر!
یک روشنی دیگری بخش، جانِ ما ای نور و اختر
این شهر شده بهرم ،چنان از در و دیوار
بد خاطره یک مدتی غم ها به رویم گشته آوار
شیرین نما ، شیرین تر از قند فریمان
هر دو جهانِ ما عزیز با لطف ِ رحمان
سوگند به مادر ، و جوادت ذکرِ دائم
تا منجی ما هم رسد موعود و قائم
مهدی عزیزِ فاطمه آن نورِ چشمان
دستم به دامانش ،تمام ،با عشق و ایمان
تنها شما نوری هدی در علم و ایمان
خوشبختی هر دو جهانم نزدِ جانان
مولا علی مولا رضا ام ابیها
زهرا به فریاد ِ دلم رس جانِ طاها

 

هادی عبدی عزیز و با صفا پر محبت ، پر گذشت لطف خدا خشم او باشد تماما لحظه ای  در وجودش نیست اصلا کینه

هادی عبدی عزیز و با صفا
پر محبت ، پر گذشت لطف خدا
خشم او باشد تماما لحظه ای 
در وجودش نیست اصلا کینه ای

ای ربِّ جلیل خدای رحمان دستم تو بگیر در این بیابان

 

ای ربِّ جلیل خدای رحمان
دستم تو بگیر در این بیابان
یکعده وحوشِ ، عصر تاتار
در عصر و زمان شدند پدیدار
دردم تو نما ؛  دوا ، به قرآن 
با آنکه بدم ، ز بد پشیمان
تنها به امید و عشق زهرا
امید من است تو عصر کبری
محشر که شود همه گریزان
من منتظر دو لطفِ رحمان

با عشق و ارادت ِ حقیقی پیوند بزن شوی صمیمی

 

با یادِ شهید تمامِ اَعصار
بر شوکت و جاه رسی چو عمّار
با عشق و ارادت ِ حقیقی
پیوند بزن شوی صمیمی
فرقی نَبُوَد میان گل ها
از غرب و جنوب شهید جنگ ها
یادی کنم از شهید،شکوهی 🌹
یوسف عزیز،شَمسُ الشّموسی🌹

​​​​​​​یا رب ، که تویی عزیز و سلطان با بُودِ تو کِی شوم هراسان

یا رب ، که تویی عزیز و سلطان
با بُودِ تو کِی شوم هراسان
با ذکرِ ، اُفَوِّضُ الی الله
محفوظِ جهان شوم به والله
بر یاوهِ سران عصر حاضر
نابود شوند به امرِ قادر
آرامشِ جسم و جان و پیکر
با ذکرِ خدا رسد مکرّر
جُهال جهان ز زور و تهدید
در گردِ بلا شوند به تشدید
غافل ز خدا مرا مددکار
در شور و نوا یگانه دلدار

با یاد شهید تمام اعصار🌹

با یادِ شهید تمامِ اَعصار
بر شوکت و جاه رسی چو عمّار
با عشق و ارادت ِ حقیقی
پیوند بزن شوی صمیمی
فرقی نَبُوَد میان گل ها
از غرب و جنوب شهید جنگ ها
یادی کنم از شهید،شکوهی 🌹
یوسف عزیز،شمس الشموسی🌹

 

🌴🌴🌴🌴🌴🌴

 

In memory of the martyr of all ages
On Shaukat and Jah Rasi Choo Ammar
With true love and devotion
Join the intimate show
There was no difference between the flowers
From the west and south of the martyr of wars
I remember the martyr, glory وه
Dear Yusuf, Badr and Shamusi 🌹

با یاد شهید تمام اعصار

با یادِ شهید تمامِ اَعصار
بر شوکت و جاه رسی چو عمّار
با عشق و ارادت ِ حقیقی
پیوند بزن شوی صمیمی
فرقی نَبُوَد میان گل ها
از غرب و جنوب شهید جنگ ها
یادی کنم از شهید،شکوهی 🌹
یوسف عزیز،بدر و شموسی🌹

دلخوش به شفاعت تو زهرا🌹 روز و شب من همه مُصَّفا🌹

دلخوش به شفاعت تو زهرا🌹
روز و شب من همه مُصَّفا🌹
با نام حسین به روز محشر
با شور و شعف به نزد داور
هر غصه و غم به نام زهرا
معدوم شود به لطفِ یکتا
بیهوده کسی نگفت چنین شعر
با یادعلی و فاطمه جهان پر ازمهر
ای حجت حق ؛ امام ِحاضـــــر
پاسخ زتو و ؛ منم که شاکــر
یک لطف و عنایتی ؛ زِ مادر
دنیای مرا ، بسی فراتر
از مال و منال و عزت و جاه
در هر دو جهان به ملک چون شاه
با یادِ تو در ، تمام ِ ایّام
مولای عزیز نما تو انعام

 

1399/11/3 جمعه