بر اساس نوشته بنده خدایی نوشتم

@@@@@@@@@@@@


فشار اندر فشار با همُّ و غصه
به سر آخر رسد این نوع قصه
فشار کار و بار ، با غم ِ دوران
دلم آتشفشان افتاده جریان
غم کار و غم یار و غم فرزند بیکار
غم درد و مرض ادوار پــــرگار
گمانم چون شبیخون است و دشمن
خدا فریاد ما باید رسد برجان و برتن
بدین شکل گر رود پیش مرگ حتمی
نیاز گردد شما آیید با گل های خطمی
نباشد هیچ نیاز با اشک و آه آئید گلستان
گلستان را گلستان کرده ام با چهل زمستان