به دل مفتون دلبندی ، به جان مدهوش دلخواهی !!! تضمین

به دل مفتون دلبندی ، به جان مدهوش دلخواهی
به مژگانم همه اشکی ، به لبهایم همه آهی
فقط امید بر دلبر رساند عشـــــق بر جائی
همه شامم پر از اشکی ، ز قطره های او مشکی
سرازیر شد جهان رشکی ، به رسوایی و بس اشکی
مرا شد محفلی گرمی وجودم همدم و ...
بسی آرام و دلسردم ؛ نگو دلبر تو ای مَـــردم
گهی گریان و خندانم ؛ گهی حیران و حیرانم
گهی از دست معشوقه ؛ پریشان و پریشانم
نماز صبح من با اشک ؛ خدا داند شوم چون نعش
کنم گریه تمام جان ؛ بیفتم حالتی در غش
چرا یا رب مرا با عشق مجنونی ؟!!
فتادی در زمین حیران و دلخونی !!
نه یار و مونسی بر من ؛ نه یار وهمدمی یکرنگ
چرا مولا نمی آید ؛ در این عصر وحوش و جنگ
کجا شد آن خراسانی و وان نفس زکیّـــــــــــــه
کجا شد دلبر ودلدار ؛سخن دارم به تو گویم تقیّه
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر ۱۳۹۲ ساعت 19:15 توسط جمـال محـمـدیان امیـری
|
------------------------------------------------