وداع کردم ز گل در گل ستانی

سرودم بهر گل با عشق و جانی

که دل بهرش سپردم بر امانی

تو هستی عشق من جانم چنانی

منم از هجر تو چون غنچه ی گل

بسازم هم بسوزم مثل بلبل

ز عشقت من شدم چون گل پرپر

خطا کردم نفهمیدم شــــدم ...

چه دنیایی است دنیای مکافات

بر افتادم به خاک از سوی افلاک