حسین جان ببین اشک ما ؛ ما بسویت حواله شدیم !!

گره دست تو وا شود ؛ جرعه بر یک پیاله شدیم

بنوشان به ما آب زمزم کران عطش تا کران

به ما هم رسد قرب ومنزل در آن لا مکان