شعر زیر را یکی از اساتید در وصف این حقیر سروده تقدیم می شود

------------------------------------------------------------------------

سوخته جان از عشق مولایی جمال

در زلال عشق گویی عین دریایی جمال

داغ دل داری و این از چهره ات پیدا بُود

در لباس صدق می بینم که معنایی جمال

بهره های معنوی دادی به جمع حاضران

با همان فکر بلند چون سرو رعنایی جمال

جلوه ی بخت تو هم در شاعری گل کرده است

چشم بعد ؛دور از تو باد ؛از جمله خوبانی جمال

گر برایت خوشدلی باشد شما را آرزو

رنگ و رخسارت نشان که عشق سبحانی جمال

با همه کار فراوان ؛ دردمان افزون شدست

جالب است با این همه درد ؛ مرد میدانی جمال

این سزای قدر تو ؛ با این کلام کی حاصل است

شمع کردی فکر نابت ؛ چون فروزانی جمال

ای قلی زاده تو بس کن با جمال این گفتگو

در پناه صاحب عصر ؛ لعل رمّـــــــانی جمال

***************************

پاسخ جمال به استاد قلی زاده

_______________

ایا استاد با ذوق ودرایت

مرا شرمنده کردی بی نهایت

نوشتی بهر من اشعار زیبا

بُود اجرت تمام در نزد یکتا

قلی زاده تویی بی شید وپیله

نداری ذره ای تو مکر وحیله

دل دریایی و روح سمایی

وجود تو بُود الحق خدایی

دل پر مهر و قلب با عنایت

ز تو دیدم برادر تا قیامت !!