گاهی دلم یک جای دنج و بی صدا

میخواد بگه حرف دلش سوی خدا

جایی شبیه حرمت امام رضا

بنشینم و زل بزنم به گنبد زرد طلا

من باشم و تو باشی و لطف خدا

حرف های بس نگفته ام بغض دلم کنم رها

تو را به جان مادرت نظر نما به سوی ما

منم گدای کوی تو اسیر درد و مبتلا