تو صحن آزادی ؛ روبروی ایون طلا

با اشک و آه و بغض گلو چه بی صدا

ناله تو دل بغض گلو اشک سرازیر دو چشم

خدا نظاره گر بُود ؛ مولا رضا مرا نما دمی نگاه