عجب حال و هوائی یود حرم ؛ جمعه سحر خیز
عجب حال و هوائی یود حرم ؛ جمعه سحر خیز
تو در باب الرضا ؛ من دور تر از شهر تبریـــــــــــز
جمالی اهل ذکر و اهل عرفان
بماند ؛در کار خویش حیران حیران
سحرخیز بود و زوّار رضـــــــــــــــــائی
جمال آشفته و حیـــــــــران خدائی
نه لبخند وتبسّم داشت بر لب
فقط افسوس وآه در دم مرتّب
به بغضی در گلو خاری به چشمان
شده یک مشت پوستی؛ پیش دوستان
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۲ ساعت 8:31 توسط جمـال محـمـدیان امیـری
|
------------------------------------------------