عکس جوانی من منقوش روی دیوار

عشق نهانی من تابیده در دل یار

دردو مرض دنیا در ما شده پدیدار

غیر خدا نباشد ما را کسی مددکار

اهل یقین و ایمان گشتند تمام گرفتار

اهل فسادو فجور ؛ دنیا شدند چه بسیار

روزی شود تجسم تصویر آن زمانها

یارم شود هوائی در وصف آن هوادار

دائم شدم به خنده از کار وبار دنیا

جوان شده به پیری پائیز شده چمنزار

جمال بگیر تو عبرت از این همه مسائل

تا همنشین شوی تو با اهل بیت اطهار

دنیا بود دو روزه اما کسی چه داند

غافل مشو جمال جان تو می روی به گلزار

با حرص و آز اموال جنت شود جهنم

جمال روی به جنت با لطف رب بسیار