دلت خون کرده ایم مولا به زهرا
دعا کن بر فرج هستی تو تنها
جهان پر شد ز دد و خوک و گرگان
چقدر گسترده شد در قوم و خویشان
فساد  و فقر و فرهنگ گشته افزون
بداد ما برس ؛ رخ گشته _گلگون
یکی از نان شب شرمنده در جمع عزیزان
یکی از قرض و برج  رفته به زندان
یکی در یک جهاز خون کرد ؛ دل و جان
یکی بیمار شد ، دخلش نباشد بهر درمان