جناب عباس نژاد گردید پدر زن
خداوند یار او ، هر کوی و برزن
بسی تبریک و مبروک _ فراوان
به داماد و عروس ؛ با کل خویشان
خودش با خُلقُ و ایمان_ الهی
صفا اندر صفا دارد خدایی
وزین و با صفا و با عطوفت
کجا یابی چنین فردی سهولت ؟!
ز تعلیم و ادب با صد درایت
هدایت می کند تا بی نهایت
دلش با عشق مولا خورده پیوند
نباشد چشم او در مال و دربند !
صداقت در صداقت چشم و دل پاک
ملائک ،  از وجودش گشته چالاک !!
ز وصف او زبان الکن و قاصر
میان _ مردمان یک فرد _ نادر
جمالی شعر تو عین _صداقت
حقایق در حقایق  با  ظرافت
ندارد این چنین شعری دو پاداش؟
صله اندر صله ای دوست و قارداش!!(۱)

1- به زبان ترکی یعنی برادر
مثل بش قارداش مکانی و پارکی سر سبز و زیبا و خنک  در بجنورد.   به معنای 5برادر