غصه و غم از جهان و مردمان بی وفا
دلم از غصه و غم ؛ آتش_ ؛ آتشفشان
منفجر آخر شود این را نمی دانی بدان !!
ای خدا از غم رهایم کن ز درد و هم بلا
ظاهراً زنده میان _ قوم و خویش گشتم رها !!
یا ربا دنیا تو سجن است و زندان مخوف
با همه درد و مرض گویم سخن های لهوف!!
گاه ز همسایه و دوستان و همه خویش و تبار
گاه ز چوب هر که را نزدیک باشد در دیار !!!
آه و افسوس ؛ رنج _ بی پایان _عمر در زندگی
فرصت دیگر کجا شاید رسد ما را کمال بندگی
توبه توبه از ورود ما به این ارض پر از رنج و بلا
از جنینی؛کودکی؛یا نوجوانی ای خداوند ضحی
بود تقدیرم ؛ چنین و یا آن چنان در اصل کار
یا به رنجوری شدیم دعوت دراین ارض و دیار!!
توبه توبه از کلام و از سخن های پر از آه و ندا
عذر خواهم از خداوند جلیل با این همه گرد بلا
یا ربا یا رب ؛ نظرهایت بسی لطف و عطاست
بنده جاهل! چه داند !! حرف او زهر و خطاست
یا ربا !! وجد و نشاط و شور و حال بنما عطا
گره کارم تویی؛دست بکش بر حال زارم ناخدا
روز و شب کارم همه یارب به یارب از جفا
حال خوش دیگر کجا یابم خدا دارم خدا !
ای حیاط وزندگی بهرم چو زندان وحصار خانگی
دربها قفلی شدنداز روی جهل وازخطا و سادگی
ای امید من تویی تنها گشاینده در این حزن و بلا
پادشاهی با صفایی هم عزیزی بر همه داری عطا
------------------------------------------------