دل تنگ رضا بودم و هستم به قرآن
 بارو نکنی دوزخ و آتش ؛ به گریبان
دیوانه ی مولا از این بعد مسافت😭
ماندن نَبُوَد سود در این شهر خباثت😭
بر جان جواد داده قسم های صلابت
تا اینکه رسد وعده و موعود به صراحت
هر شب که من خواب رضا بینم و آن صحن و رواقها
بیدار شوم خون به دلم می شود از خواب گزافها
گاهی دلم خوش شود از خواب زراندود
افسوس که خواب است ندارد کمی سود