سلام و صد سلام صاحب زمانم
سلام و صد سلام صاحب زمانم
امامِ شیعیان ؛ روح و روانم
اسیر غربت و درد و شماتت
نظر بنما عزیز ؛ بنما ، عنایت
دلم از غصه و غم کشته بی تاب
بدادم می رسی چون دُر نایاب؟
یقین دارم رئوفی از دل و جان
بفریادم رسی مولا به جانان
1401/8/26 پنجشنبه
یا صاحب عصر و زمان این دل زغم دارد ندا
دنیا پر از گرگ و ددان ، آزرده شد ،سوی فنا
مولا ترا سوگند به رب ؛ یکدم نظر سوی جمال
از این همه دلمردگی ، شادم نما ،عقل و کمال
من مانده با دریای غم ، از غم رهایم ده به دم
شادی رسان بر قلب و جان ، حاصل شود دُر و درم
ثروت شود ما را رفاه از غم شویم مولا جدا
با لطف حق شاد و صفا ، بر ما شود ما را لقا
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان ۱۴۰۱ ساعت 19:29 توسط جمـال محـمـدیان امیـری
|
------------------------------------------------