سلام و صد سلام صاحب زمانم

امامِ شیعیان ؛ روح و روانم

اسیر غربت و درد و شماتت

نظر بنما عزیز ؛ بنما ، عنایت

دلم از غصه و غم کشته بی تاب

بدادم می رسی چون دُر نایاب؟

یقین دارم رئوفی از دل و جان

بفریادم رسی مولا به جانان

1401/8/26 پنجشنبه

یا صاحب عصر و زمان این دل زغم دارد ندا
دنیا پر از گرگ و ددان ، آزرده شد ،سوی فنا
مولا ترا سوگند به رب ؛ یکدم نظر سوی جمال
از این همه دلمردگی ، شادم نما ،عقل و کمال
من مانده با دریای غم ، از غم رهایم ده به دم
شادی رسان بر قلب و جان ، حاصل شود دُر و درم
ثروت شود ما را رفاه از غم شویم مولا جدا
با لطف حق شاد و صفا ، بر ما شود ما را لقا