برای دیدن و دیدار دوستان
رسیدم مدرسه با شور و هیجان
زیارت کرده ام ، مدیر ، معاون
دبیران یک به یک با آن قرائن
عزیزان، دانش آموز آنچنان مهر
پذیرا از من و ، گویم در این شعر
خدا را شکر ؛ باغم ، داده حاصل
اگر خواب مانده بودم در مسائل
فضا آنگونه بود بدون تغییر
به باغچه سر زدم گردیده ام پیر
تموم ساق گل ها گشته ویران
پر از برگ و علف؛باغ شد بیابان!!
شیلنگ ها پیچ وتاب یک گوشه خفته!!
دلم از هم وغم ؛ باغی شکفته
نه نعنا بود و نه گل های چایی !!
دلم خون شد ز این باغ وفضایی
بیادم هست ؛ تابستان و گرما
سخن با گل چنان داشتم شیدا
پذیرایی وجین با کود و با آب
اگر روزی نبودم ، دل چو بی تاب
چقدر گل ها شدن این ماهه پرپر!
دلم خون شد! نمی دانی برادر!!
🌻🌻🌻🌻🌻🌻
جمال محمدیان امیری
روزدوشنبه ساعت 10الی 11 تاربخ 1401/9/7