ز صبر و بردباری طی شود هجران

میازار خویش را با یک چنین بحران

مکن شکوه ز این دنیای وانفسا

که دل را خون کند آهسته این کیوان

به فکر وصل یاری تو؛چنان بشتاب و بی وقفه

ترا این مدعی حاصل ؛ ولی افتی به خون غلطان

از این پر طمطراق در کهکشان و کل هستی

بنی آدم تو خود دانی در این گردونه ی میدان

چه بس عاقل شدند متروک و وامانده

ترا درسی بودجانا، که قدرت دست آن سبحان

مکن تکیه به زور و قدرت و عقل و درایت

که این محض غلط؛ آرد ترا در صف شیطان