تمام شد هجر و دوری و ملالت
تمام شد هجر و دوری و ملالت
رسیدی در برم با صد سلامت
بیا بنشین کنارم طره بر دست
کمی شانه زنم این دل شود مست
ز بوی عطر ومشک وعنبر ای دوست
ببوسم روی تو به به چه نیکوست
زمی و مطرب و تنبور و آواز
تو بس کن دلبر م دیگر نکن ناز
ز بس خون شد دلم از هجرت ای دوست
گمانم ؛ من شدم یک جثه از پوست
به یک لبخند جانانه؛ سراسر پر حلاوت
تمام روح و جان را ده طراوت
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 9:25 توسط جمـال محـمـدیان امیـری
|
------------------------------------------------