پس چرا صاحب الزمان رخسار پنهان می کند؟؟ !!!!!!!!!!!!
پست ثابت آغاز امامت
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

چشم گریان حالت دل را نمایان میکند
عشق را در جان ما اینگونه عنوان می کند
در ترنم های باران؛ چشم اشک آلود من
هم و غم را محو از ما میگساران می کند
در هوای دل چنان طفلی اسیر و پای بند
از غم هجران دوست ؛ جان را پریشان می کند
تا نوشتم از صداقت عشق را دریافتم
سینه اما هق هقی از سوز هجران می کند
در گذرگاهش نشستم تا ببینم روی او
دیدم آن خاک هم سر از وصف غریبان میکند
حالیا ؛ در دیده ی خونین مرا لختی ببین
اشک و آه من مرا آخر هراسان می کند
گرچه می گویند که با یک گل نمی آید بهار
زاده ی نرگس سراسر این جهان را نور باران می کند
هیچ پرسی هجر تو با سینه و جانم چه کرد؟
آتشی در دل ؛ برون چون شمع سوزان می کند
بس نباشد این همه هجر و غم و هجران یار!!!!!!!!!!!!
آخر از هجرت وجود خویش را تسلیم جانان می کند
سالها جشن وسرور و شادمانی در جهان
پس چرا صاحب الزمان رخسار پنهان می کند؟؟!!!!!!!!!!
نیمه ی شعبان شده یک ذکر و نامی از امام
بس که خون شد در دلش ؛شکوه به رحمان می کند!!!!!!!!!!!!!
پس کجایند ؛ این همه لاف زن و مدعی اهل ظهور ؟؟
که علی وار سخن ؛ با حزن و کتمان می کند (۱)
۱- این شعر با تشریک مساعی سرهنگ محمود مقدم میباشد
------------------------------------------------