خوش خبر باش که یارت زسفر می آید

باش آماده که با لعل و گهــــــــر می آید

با همه رنج و ملامت که کشیدی ای دوست

با خبر باش که شادی وظفـــــــــر می آید

شکر نعمت همه احـــــوال نمـــــــــــــــــــا

عاقبت وصلت یارت به ثمر می آیــــــــــد

این همه غصه و غم دادی به دل

منتظر باش ترا نور وبصــــــــــر می آید

شرط آن است که خدا را نبری از نظرت

رحمت و لطف کریــم وقت سحر میآید

اشک و آهی که کشیدی شباروز

آخرش یار بسی قند وعسل می آید

مدد از غیب رسد چاره و درمان فراق

ملتفت باش ترا عشق دو ســـر می آید

هاتفی داد ندا مژده ی وصل حاصل شد

آنچه را دل که کند یاد ترا می آید