خوش خبر باش که یارت زسفر می آید
خوش خبر باش که یارت زسفر می آید
باش آماده که با لعل و گهــــــــر می آید
با همه رنج و ملامت که کشیدی ای دوست
با خبر باش که شادی وظفـــــــــر می آید
شکر نعمت همه احـــــوال نمـــــــــــــــــــا
عاقبت وصلت یارت به ثمر می آیــــــــــد
این همه غصه و غم دادی به دل
منتظر باش ترا نور وبصــــــــــر می آید
شرط آن است که خدا را نبری از نظرت
رحمت و لطف کریــم وقت سحر میآید
اشک و آهی که کشیدی شباروز
آخرش یار بسی قند وعسل می آید
مدد از غیب رسد چاره و درمان فراق
ملتفت باش ترا عشق دو ســـر می آید
هاتفی داد ندا مژده ی وصل حاصل شد
آنچه را دل که کند یاد ترا می آید
+ نوشته شده در دوشنبه دهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 9:25 توسط جمـال محـمـدیان امیـری
|
------------------------------------------------