کشتی کشتی نعمت روی زمین

می دهم بهرت رسم برتو امین

دریا دریامحنت وسختی ورنج

می کشم بر دوش خود تا وصل گنج

گفته اند دلبستگی آرد اسارت ای امین

من اسیر تو شدم با عشق و ایمان و یقین

بی وفا رفتی مرا سوختی  زهجرانت چنان

روز وشب گریم برایت ؛ همزمان با آه و جان

گر یقین داری وباور بر خدا وند عظیم

باورت یاور شود تا انتها دوست کریم