ز عشق دم مزن ای دل که دیده خونبار است !!!
ز درد و غم وغصه؛ ز عشق یار گرفتار است
عشق نیست خون دلی ؛ دلم به آزار است
چشمم ز غربت و فراق بسی چو جویبار است
پریده رنگ و رخسارم دلم چو بیمار است
ز عشق و وصال یار قلبم همی که سرشار است