غم از دل غمدیده ی ما کم شدنی نیست !!!!!

غم از دل غمدیده ی ما کم شدنی نیست !!!!!
مجروح شد این سینه و مرهم شدنی نیست
این درد و دل دوست و رفیقان و عزیزان
کشته است ؛ مرا درد درون هم علنی نیست
از دست خیانات همه مردم نا اهل در این عصر
باور تو نما؛ اهل خیانات ؛ هدایت شدنی نیست
هر کوچه و برزن خبر دار شدم درد گناهان
بی مهری عاشق به معشوق ؛ نکو این وطنی نیست
رفتم در این عصر گرانمایه و بیداد ره عشق
دیدم که افسوس بسی ،عشق حقیقی؛ دیدنی نیست
از بس گریستم ز بیداد و خیانات مسلمان دروغین
چشم های من هم خشک شده؛ نه ؛دگر تر شدنی نیست
عشقی که چنان دم زده اند برزن و هر کوی و خیابان
عشق نیست هوس های مه آلود؛ آن هم کم شدنی نیست
یک عمر چه زحمت نکشیدند ؛ ره پرورش گل
گل های وطن زود بخشکند ؛ که باور شدنی نیست
بس عمر دراز مادر هستی به تماشای وجودت !!!
اشک های ترا بیند و ؛ این درد که چاره شدنی نیست
در دشت الـــم قامتــــــــــم ای دوست به حدی !!!!
خشکیده که در پای تو هم خم شدنی نیست
------------------------------------------------