دلم چو خورشید ابر گرفته سنگین است !!!
وصال پریچهره ی بی وفا بسی که ننگین است
خودم را به آب وآتش زدم ز خیال وصال دوست
تا بدست آرم گلم ؛ این دل بسی چرگین است
بی وفا رفته به پیش دشمنم گردیده دوست!!!!
... گوسفند فرض کرد ما را ؛که دل خونین است