براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

دلم بر تار مـوی یار بند است !

اسیر خال وابروی کمند است

ز هر سو می کنم هر دم نظاره

ببینم قد رعنایش بلند است

پریشانم مکن باز آی دلبر

که جان از شوق وصلت دردمند است

تو خورشید منی ! من هم ستاره

دلم پیش تو بند؛ پیش تو بند است

دلم خواهد گذر دارم به کویت

چه سازم ره پر آسیب و گزند است

به هر شب می روم بر پشت بامی

هلال ماه تو بینم ؛ کمند است