براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

دلبرا ای نازنینم باز کن !!!

باز کن آغوش خود هم ناز کن

جای ده من را میان ....

عقده ها را دور کن ؛ هم کینه ات

این منم کاندر فراقت روز وشب

مدتی مانم میان اشک وتب

بلبلان از آه من گشتند خموش

یک قدم بر سوی عشقت هم بکوش

هر کجا باشم چه نزدیک و چه دور

غیر تو در سر نباشد جمله حور

نیمه های شب ز بستر خیزم از فقدان تو

من تو را جویم به صد شور ونوا احسان تو

ورنه آن مرغی نی ام جز گلشنت

گلشن دیگر گزینم ؛ دیگر از آن خرمنت