گر ببینم روی مهتابت عزیزو نازنین
با گلاب اشک شویم کل این راه و زمین
با سمند عشق می تازم به هر شب کوی تو
شاید اینکه در کمند آرم دو زلف و روی تو
هر زمان مست و خمار از جعد گیسویت عزیز
می نگرم هر دم به چشم جادویت شهد مویز