زن همچو گل بود در باغ و بوستان

بدون زن جهان تاریک و زندان

نداند هر کسی قدر گلی را درگلستان

بمیرد بهتر است ماند به زندان

جهان بی بود زن معنا ندارد

محبت و مروت در کسی ماوی ندارد

جمال خلقت است در آفرینش

تو قدر زن بدان بنما نوازش

اگر یک روز نباشد زن به خانه

بمیرد تشنه و گشنه شبانه

زن است ریحانه و گل در گلستان

بدان قدرش شوی یکتای دوران

نوازش کن زنت را با دو خدمت

بگو دستت دارم با عشق و رحمت

رسول الله چه زیبا کرده تبیین

بگو دوستت دارم با عشق دیرین

نما اظهار دوستی با زن خویش

بماند حرف تو در قلب او پیش

زن است آرامش و آسایش تن

بنازم قدرتت یا رب بر این زن

نشاط و شور و شادی بخش خانه

نماند خانه ای بی زن در این دور و زمانه